چه ام شده !!!!؟
نمی دونم
مگه می شه ندونی؟ می دونم باید بدونم و می دونم می شه دونست
ولی به جان تو نمی دونم
خیلی وقته که اینه حالم. نمی دونستی؟ اگه نمی دونستی که یعنی.... پس اصطلاحا ً خفه شو. بهتره الان هم ندونی
وقتی که بچه ها می پرسن تو چرا .... ؟ مثلاً
چرا تافل نمی خونی پس؟؟؟؟ (با همین تعداد علامت سوال)
و وقتی مثل احمقا میشینی تو سایت و یه مونیتور یا لغت های جی آر ای زل می زنی و یا نمی خونیشون درست و اگرم بخونی دوره شون نمی کنی. فراموش.
خیلی وقته....
البته این موضوع خاص رو .... نمی دونم.... شاید کلا ً بی خیالش شدم.
خیلی وقته و باید هزار تا و گفت. جاش می شه گفت همه چی.
و... همه چی.
به جان تو نمی دونم دلیلشو
ولی می دونم چرا نمی دونم دلیلشو.
می دونم که
هنوز هم یکمی، یکــّمی محبت وجو داره هنوز و این رشته هنوز پاره نشده
این که می دونم
دیگه فکر نمی کنم. به خودم که "چرا !؟ " و ...
این که می دونم
به تدریج چی شد. یعنی نتیجهء همه چیزها به مرور میان و می رن
این که می دونم. می دونم که
دیگه حالاها جوری هست که می شه گفت
دارم مجازات می شم
----------------------------
----------------------------
باز گفتی که برکشم دندان
تا برآید ز کارم این فقدان
تا که با عاشقی به سر آیم
پاک، بی حد منزه از این جان
باز بینم که چاره باید کرد
تا نگویم که حال من را دان
تا ببیــنم محبتی باقیــست
پرتوئی مانده در رهی تابان
تا ببیـنم که توبه کافی نیست
تا رها گشته، می دهم تاوان
باز گاهی ازین شوم ترسان
می نهم دیده در رهی گریان
هر دعایی که کردم استجابت شد
عزتی بی حد و حصر در زندان
۳ نظر:
خب
تنظیمات درست شد
اینجا جاز دانلود کنید!
شما از اولم استعداد شعر موزونت خوب بود :)
ارسال یک نظر